تبليغاتX
A S A K C O - افسانه حاج امین الضرب
تجارت الکترو نیک . فارکس . بورس . طلا . ارز
لقمه چربي براي مظفرالدين‌شاه


درباره ميزان اجاره‌اي كه امين‌الضرب به دولت مي‌داد و ميزان برداشت و فروش فيروزه ارقام گوناگوني ارائه شده است. او در تجارت ترياك نيز وارد شد و اين محصول را از خراسان و اصفهان از راه استانبول به اروپا مي‌فرستاد.

او در زماني تصميم گرفت كه به هنگ‌كنگ ترياك صادر كند و شروع به خريد ترياك كرد، اما قيمت‌ها در هنگ‌كنگ سقوط كرده بود و بازرگانان ناگزير شدند محصول خود را به امين الضرب بفروشند. او همه پول خود را براي خريد ترياك اختصاص و آن را به محل ياد شده صادر كرد. روزي كه ترياك‌هاي او به هنگ‌كنگ رسيد قيمت‌ها رشد كرده بود و حاج محمدحسن 300هزار تومان سود برد. گزارش اين معامله و سود حاصل از آن چنان عجيب بود كه گزارش آن به شاه داده شد و او حاج محمدحسن را به حضور طلبيد و خلعتي به نشان رضايت خود به او عطا كرد. حاج محمدحسن در سال 1877 عهده‌دار كار ضرابخانه شد. ثروت و دارايي امين‌الضرب همچنان به صورت فزاينده بيشتر مي‌شد و برخي ثروت او را حتي تا 3ميليون تومان برآورد كرده بودند، ولي در حالي كه در ميان جامعه سياسي و بازرگانان آن روزها سرشناس و بزرگ شده بود در سفري به اروپا رفت. او در 27 آوريل 1888 ميلادي به همراه سيدجمال‌الدين به معادن ناييج در مازندران رفته و آن را بررسي كردند و به اين نتيجه رسيدند كه براي استخراج و حمل‌و‌نقل توليدات اين معدن بايد كار نويي كرد. پيش از آن، اما ميان امين‌الضرب، امين‌السلطان و ناصر‌الدين‌شاه اختلاف افتاد. امين‌الضرب پس از آنكه محمودآباد را كه در نزديكي آمل بود، ديد به اين فكر افتاد كه مي‌توان در آنجا بندر ساخت.
وي نصف محمودآباد را خريداري كرد و نام آن را بندر ناصريه گذاشت. او براي پيدا كردن راه حمل‌و‌نقل بين محمودآباد و معادن به طور اتفاقي به سفرهاي پرماجرايي بين روسيه، بلژيك و فرانسه پرداخت. او براي خريد واگن به باكو رفت و چون متوجه شد كه اين وسيله در تفليس است به اين شهر مسافرت كرد. در مدتي كه او در مسافرت بود، تجهيزات كوره ذوب‌آهن رسيده و در باتوم معطل مانده بود تا اينكه امين‌السلطان دستور داد كه آنها از گمرك روسيه ترخيص شوند.
در همين روزها امين‌الضرب و سيدجمال‌الدين در مسكو كارخانه‌هاي روسيه را مي‌ديدند. برخي از بازرگانان بلژيكي كه در روسيه بودند سعي كردند او را از خريد تجهيزات ضروري از روسيه باز دارند. آنها تاسيس يك شركت براي كشيدن خط آهن از محمودآباد به تهران را به امين‌الضرب پيشنهاد كردند. او از شاه اجازه گرفت و به بلژيك رفت. او در بلژيك با وزير راه‌آهن اين كشور ملاقات كرد و به ليژ رفت و از كارخانه كوكريل و شركا بازديد كرد و بلافاصله براي خريد تجهيزات راه‌آهن
محمودآباد – آمل با آنها وارد معامله شد. او مرتب نامه مي‌نوشت و جزئيات كارها را به امين‌السلطان گزارش مي‌كرد.
نامه‌هايي كه او البته به پسر و نماينده‌هايش در تهران مي‌فرستاد نشان از اندوه وي دارد كه چرا ايران در مقايسه با اروپا عقب مانده است. او به امين‌السلطان نوشت تجهيزات خط راه‌آهن تا 3 ماه ديگر به پوتي در روسيه مي‌رسد و از او مي‌خواهد ترتيبات ترخيص اين تجهيزات را با كمك دولت روسيه انجام دهد. گويا امين‌الضرب نسبت به همكاري روسيه خوش‌بين بود، امين‌الضرب چند وقتي را در پاريس گذراند و به همراه برادرش حاج محمدرحيم كه ساكن گانژ بود و زن فرانسوي داشت با صنعت نساجي آشنا شد. او يك كارخانه نساجي براي نصب در رشت خريداري كرد. با وجود نامه‌نگاري‌هاي متعدد، اما دستور مستقيم براي ترخيص كالاهاي موردنياز نيامده بود و او تصميم گرفت اگر اين كار انجام نشد و طولاني شد خريد را لغو كند. در تهران و نزد شاه كه رفت معلوم شد امين‌الضرب كالاها را از طريق انتساب به دولت وارد كرده است. اين مساله موجب تيرگي مناسبات ايران و روسيه شده و خشم اعتمادالسلطنه را برانگيخت. در ژانويه 1888 كار احداث راه‌آهن آغاز شد و تا سال 1894، راه‌آهن را نصب كرد و امتياز ساخت جاده را به دست آورد و به دومين سفر اروپا رفت. او شايد به جرم دوستي با جمال‌الدين از سرپرستي ضرابخانه عزل شد. ساخت راه‌آهن اما با دردسرهاي زيادي مواجه شد كه يكي از آنها مربوط به مهندسين خارجي و ديگري مربوط به مقام‌هاي محلي بود. بلژيكي‌ها از كارشكني روس‌ها در ترخيص كالاها خبر داده و اولتيماتوم دادند، اگر تاخير ادامه پيدا كند قرارداد را تجديد نخواهند كرد. حمله روستاييان به كارگران با تحريك قدرت‌هاي محلي كه حضور امين‌الضرب را مانعي براي فعاليت‌هاي غيرمجاز مي‌ديدند، كار را سخت كرده بود. ايي.اف.لاو وابسته تجاري بريتانيا در تفليس كه از محل خط راه‌آهن بازديد كرده بود گزارش داد ريل‌ها به مسافت 6 مايل طول، از ساحل به آمل كشيده شده‌اند.
او متوجه شد كه در كشيدن ريل از نقاط باتلاقي، توجه كافي به كار نرفته و در برخي جاها آب جمع شده و امكان نشست ريل‌ها وجود دارد. وي نتيجه گرفت كه در مجموع، راه‌آهن با وجودي كه پيش مي‌رود براي عبور و مرور واقعي كاملا نامناسب است.» اين كارشناس تجاري، اما شرايط را گونه‌اي كرد كه امين‌الضرب بتواند شريك خارجي بگيرد. در اين سال‌ها امين‌الضرب به دليل مشكلات پولي ايران در اداره ضرابخانه نيز با تنگناهايي مواجه شد و به همين دليل درخواست تاسيس بانك ملي را به شاه داد. شايعه شده بود پول سياه در بازار گزارش مي‌كند و موجب شكايت شده بود امين‌الضرب را به هيات دولت كشاند تا در اين باره توضيح دهد. او به هيات دولت نرفت و از شكايت‌كنندگان گيلاني خواست 2هزار تومان پول سياه خريداري و براي او بفرستد كه در پاسخ‌نامه گفته شد پول سياه وجود ندارد و معلوم شد كه اين كار توطئه بوده است. نمايندگان كشورهاي خارجي، بازرگانان و مقام‌هاي دولتي نيز از نوع پول ايران شكايت كردند و ضرابخانه از حالت بد به بدتر فرو مي‌رفت. جلسه محاكمه‌اي تشكيل شد و امين‌الضرب تبرئه شد و دوباره به سرپرستي ضرابخانه منصوب شد. سال‌هاي آخر زندگي وي با بداقبالي توام شد و او بدنام شده بود كه اقدام‌هاي خيرخواهانه انجام داد كه دوباره به او عزت بخشيد. ميرزارضا كرماني كه دست‌فروشي در استخدام امين‌الضرب بود ناصر‌الدين شاه را ترور كرد و دوستي او با جمال‌الدين اسدآبادي به وخامت روزگار سياسي او مي‌افزود. مرگ ناصر‌الدين شاه پيامدهاي بدي براي امين‌الضرب داشت و شاه جديد و عبدالحسين فرمانفرما كه حسن ظني به امين‌الضرب نداشتند، او را در تنگنا گذاشتند. در حالي كه شاه جديد و اطرافيانش مي‌خواستند هرچه زودتر به ثروت برسند، ثروت افسانه‌اي امين‌الضرب نظر آنها را به خود جلب كرد و «او لقمه چربي بود» كه چشم شاه را گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1387ساعت 23:33  توسط asakco  |